محمد رضا واليزاده معجزى

244

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

دامپرورى در رتبه دوم قرار داشت و براى حفظ احشام خود از خطر برودت و نيز براى دسترسى داشتن به علوفه ناگزير بودند كه در فصولى كه هوا سرد مىشد ، به‌طور دست‌جمعى به نواحى جنوبى منطقه و يا به خاك خوزستان بروند و حكام وقت چه از نقطه نظر وصول بقاياى ماليات و چه براى تهيه مواد غذايى جهت اردو و چارپايان و چه براى رسيدگى به كارها و شكايات مردم و جلوگيرى از نزاع و زد و خورد آنها ، [ مجبور بودند ] از اين عادت عمومى پيروى نمايند و علت اين‌كه دولت‌هاى وقت هميشه حكومت لرستان و خوزستان معا به يك حاكم واگذار مىكردند ، [ همين امر بود . ] بارى از نقطه نظر اين‌كه - همان‌طور كه گفتيم - بخش صيمره واقع در پشتكوه لرستان تقريبا در وسط مناطق گرمسيرى قرار گرفته ، لذا حكام لرستان آن محل را قرارگاه زمستانى خود و اردويشان ساخته بودند . حاج عالى خان و رفقايش با مير تيمور خان وارد گرمسير شده و در محل معروف به پنبه‌آباد ، واقع در نزديكى دهليج ، مير تيمور خان فرصت مناسبى جهت فرار به دست آورد . تيمور خان با يك تاكتيك از دسترس ضامن خود حاج عالى خان خارج گرديد در اين منطقه مير تيمور خان با آن هوش و موقع‌شناسى ذاتى متوجه شد كه اگر در اين نقطه مقدمات فرار خود را فراهم نسازد ، ديگر هيچ امكانى براى او پيش نخواهد آمد . اين بود كه در نزديكى دهليج قاصدى را محرمانه به ماژين فرستاد و به كسان خود پيغام داد كه من فردا با عيالات خود در پيشاپيش قافله حركت مىكنم . بنابراين لازم است شما شبانه دويست نفر تفنگچى با خود آورده و در كنار رودخانه صيمره به انتظار من باشيد تا من و عيالاتم به شما ملحق و از دسترس حاج عالى خان خارج شويم . آنها كه آرزوى چنين مژده‌اى را داشتند ، قريب دويست نفر تفنگچى شبانه با خود به ساحل رودخانه صيمره آورده ، در كنار رودخانه مستقر و به انتظار ورود مير تيمور خان ماندند . مير تيمور خان و زن و اطفالش براى اغفال و پى گم كردن از به دو حركت از خرم‌آباد همه روزه پيشاپيش كوچ بار راه مىسپرد تا در اين مكان دستش را نخوانند . به عادت هر روز همچنان مقدم بر كوچ بار مىرفت و براى عبور از آب رودخانه و خروج از دسترس حاج عالى خان معجلا به جلو مىراند و در نتيجه با كوچ بار ايل مسافتى فاصله پيدا كرده بود . از اين طرف حاج عالى خان كه به نوبه خود در هشيارى و دانايى دست كمى از حريف نداشت ، در اين نقطه به فراست دريافت كه مير تيمور خان به قصد فرار اين‌قدر با سايرين فاصله پيدا كرده و لذا به منظور جلوگيرى از فرار او پسرش